خرید بک لینک

درباره سایت

رمز رهایی

امکانات وب

با اولين برف زمستاني، بر من بهمن اين عشق فرو ريخت
تا زير آن دفن شوم و بميرم
در بهار آگاهي، همچون دانه اي به بارقه هاي اميد، جوانه زدم
و در تابستان آن سوختم و و پخته شدم
اما در انزواي اين آتش و گرماي آن "آذر" بيرون آمدم
آذري كه از بند عشق، به لطف حقيقت سرد و سالم بيرون آمد
آذري كه آزاد شد از بند تو
و حالا من آذرم
آذر آزاد

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:18

احساسات همچون تابي بزرگ مرا بر خود سوار كرده و تابم ميدهد.من گيج مي خورم و در تلاطم جز و مدش بالا و پايين مي رومگاهي مرا مي پيچاند و محكم بر صخره اي مي كوبد و متلاشي مي كند. گاهي نرم و آهسته، چون تخته

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:18

خرابي درونم را چهره زردم فرياد مي زند

بيني متورم و چشمان بي روح

مي دانم كه عشق جز به رسوايي و بدنامي ام رضايت نمي دهد.

اي رنگ ها بياييد و رنگي كه او برده بر چهره ام بپاشيد

زردي صورتم را، گودي چشمانم را

بياييد و رنگ بر من بريزيد.

اي رنگ ها، شما صورتم را التيام كنيد،

التيام جگر پاره پاره و خون چكان با من.

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:18

دست كه بالا ببري، من برايت بدمستي مي كنم.
دل كه بدهي من به شوق مي چرخم
چقدر خوب است كه دوري!
چه، نزديك كه بيايي من عروس رقصان تو مي شوم
پاك شو اي رويا!
در اين تيره روزي،
ببين چه كودكانه سپيد پوش خيال توام!

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:18

همه آتش بدستند و من خيالي تو

محبوب هزار دل و پريشان تو

همصحبت خيل دوستان و شيداي صداي تو

در حلقه نزديكان و وفادار كوي تو

انگار نوش آن غم مجاز مي چربد به كيف اين عیان.

كه خرده از دل به يغما بردگان، شايسته عاقلان نيست

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:18

مي دوني حقيقت چيه؟حقيقت اينه كه من از تو بدم مياد.از تو و تموم اون كتابهات بدم مياد.از وقتايي كه سرت رو تو اون كتابهاي لعنتي مي كني بدم مياد.از اينكه فكر مي كني بيرون اون كتابها هيشكي عاشقت نیست بدم م

برچسب: نویسنده: نگین رضایی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:18

صفحه بندی